صائن الدين على بن تركه
159
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
نماند بر هوشمند كه مرتبهء احسان كه خاصهء انسان است عبارت از وصول به مرتبهء جمعيت است ، يعنى تنزيه كامل كه در عين تشبيه باشد چنانچه فحواى فرمودهء : « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » از همگى بيانش افصاح نموده ، آن جمعيت مذكوره را دو طرف هست : يكى كه نزديكتر است . مورد كاملان افراد انسان كه به تمام كمال رسيده باشد آنجا است . و دوم مخصوص خاتم و اهل ختم است و تمام تبيين اين سخن آن است كه عبادت پروردگار ، همه آفريده را عام است و ليكن هر صنفى را به حسب مدارج قرب كه ترقى نمودهاند مزيد خصوصيتى در آن عبادت او را شده چنانچه در آدمى عاقل مكلف معلوم كردى به نسبت با ديگر كائنات كه او مخصوص به عبادت اختيارى شده كه التزام اعمال شرعى مىنمايد وراى آنچه كائنات مسخر آن شدهاند و بدان عبادت خداى مىكنند . اين زمان در آدمى مكلف نيز مراتب است طايفهاى كه ايشان به همين تمييز ظاهرى از كائنات ممتازاند و در مراقى كمال معنوى دخلى ندارند همين مرتبهء اول كه عبارت از اسلام است ايشان را بسنده است كه خون و مال ايشان را در حرز امان مصون و محفوظ دارد و اگر چنانچه از آن مرتبه تجاوز نموده و از محسوس گذشته باشد هرآينه او را به مرتبهء دوم كه ايمان عبارت از آن است احتياج خواهد بود ، تا تفصى از عبادت واجب نموده باشد و عامهء امت به همين دو مرتبه قانع مىباشند و جمعى از خواص كه آواز طبل باز انيبوا به گوش جان شنيده مىباشند مرغ همت ايشان سر به ايشان فرونمىآرد و ايشان دو طايفهاند كه در معارج كمال آدمى به مدارج ترقى رسيدهاند و از آدميت و انسانيت بهرهمند گشتهاند : اول آنكه از مرتبهء مدارك عقل و انظار تنزيه افتكار آنكه موطن اصلى ملايكه همانجاست چنانچه معلوم باشد ، گذشته چراگاه همت را در مجمع البحرين تسبيح و حمد كند و نون كنان انسانى به حاء وحدت اين جمعيت و رحمت احاطتنشانش بدل شده به مرتبهء احسان رسد و اين مرتبهء اول است از آن خواص ، و مرتبهء دوم خلص خواص راست كه به قوت مراتب كه انسان